وقتی بساط گریه مهیا نمی شود
وقتی که بغض بین گلو جا نمی شود
وقتی تمام شب به در خانه کریم
در می زند گدا و دری وا نمی شود
وقتی پس از معاینه ها گویدت طبیب
این قلب مرده است ، مداوا نمی شود
یک راه مانده بهر تو آنهم زیارت است
مشهد برو که کار تو اینجا نمی شود