رد پاسخ هاي پرت و دور افتاده

رد پاسخ هاي پرت و دور افتاده

گاهي ممكن است كه يك آزمايش را چندين بار تكرار كنيد كه هربار يك نتيجه را به دست  آورديد كه ممكن است ناشي از خطاهاي ابزاري،محيطي ، روشي،.... باشد.اما گاهي اوقات در چند نتيجه يك نتيجه مشكوك باشد بدين معني كه آن نتيجه نسبت به ساير نتايج دور افتاده باشد(فاصله ي زيادي داشته باشد) كه با استفاده از چند روش ذيل ميتوان آنرا حذف كرد:

تذكر: محتوي اين قسمت خلاصه اي از تدريس جناب آقاي نستوه (استاد -شيمي تجزيه-دانشكده سما استان كرمانشاه) است:

روش اول محاسبه X+4d   و X-4d : (در آن X   ميانگين مجموعه جواب بوده و d   معدل انحرافات است)

ما ابتدا با ستفاده از دو فرمول فوق به دو نتيجه دست ميابيم كه اگر جواب مشكوك(دور افتاده موردنظر) اگر خارج از آن محدوده بود قابل حذف است اما اگر داخل محدوده جواب بود نميتوان آنرا حذف نمود.

روش دوم محاسبه X+3s   و X-3s  : (در آن X ميانگين مجموعه جواب است و S  انحراف معيار است)

ما ابتدا با ستفاده از دو فرمول فوق به دو نتيجه دست ميابيم كه اگر جواب مشكوك(دور افتاده موردنظر) اگر خارج از آن محدوده بود قابل حذف است اما اگر داخل محدوده جواب بود نميتوان آنرا حذف نمود.

روش سوم تست Q: فرمول كلي آن به اين صورت است:

كه بعد از به دست آوردن نتيجهآنرا با جدول Q   مقايسه ميكنيم اگر بزرگتر شد قابل حذف است و اگر كوچكتر بو باقي ميماند.

روش چهارم آزمون T: فرمول كلي اين بخش بدين صورت ميباشد  

 كه بعد از به دست آوردن نتيجه آنرا با جدول T   مقايسه ميكنيم چنانچه كوچكتر باشد حذف ميشود ولاغير باقي ميماند.

 

نكته:جدولهاي Q   و  T   ثابت است كه هريك از آنها به صورت فوق است.

       دوست عزيز" خواهشمنديم در صورت هرگونه استفاده از مطالب اين قسمت، آدرس www.Arts-chemical.blogfa.com  به عنوان منبع قيد گردد.باتشكر.

                 

زياد نشستن، عمر را کوتاه مي‌کند!

محققان آمريکايي مي‌گويند زياد نشستن، عمر را کوتاه مي‌کند!

به گزارش خبرگزاري فرانسه و طبق تحقيقي که در مجله آمريکايي Epidemiology به چاپ رسيده است بين ساعات نشستن و طول عمر ارتباط مستقيمي وجود دارد. محققان طي 14 سال 123216 نفر را زيرنظر گرفتند و متوجه شدند زناني که بيش از 6 ساعت در روز را مي‌نشينند 40 درصد احتمال مرگ زودهنگام‌شان بيشتر از کساني است که تنها 3 ساعت از وقت‌شان را در روز نشسته مي‌گذرانند. البته اين ميزان در مردان کمتر و حدود 17 درصد است. همچنين بررسي‌ها نشان داده احتمال مرگ زودهنگام در افرادي که نه تنها براي طولاني‌مدت نشسته هستند بلکه عادت به ورزش کردن هم ندارند در زنان 94 درصد و در مردان 48 درصد است. به عقيده محققان ورزش نکردن و براي طولاني‌مدت در وضعيت نشسته بودن مي‌تواند عوارض متابوليکي شديدي داشته و به طور مثال بر تري‌گليسيريد، کلسترول، قند، فشارخون و لپتين اثر گذاشته و سبب چاقي، بيماري‌هاي قلبي عروقي و ساير ناراحتي‌هاي حاد شود.

دوست عزيز" خواهشمنديم در صورت هرگونه استفاده از مطالب اين قسمت، آدرس www.Arts-chemical.blogfa.com  به عنوان منبع قيد گردد.باتشكر.

ارزیابی نفت خام و روش های تفكیك (Condensate )

ارزیابی نفت خام و روش های تفكیك (Condensate )

  نفتی كه از چاه بیرون می آید همواره مقداری آب و رسوبات گازی به همراه دارد. در واحد بهره برداری هدف آن است كه این مواد را از نفت خام جدا كنند . نفت خام را به پالایشگاهها می فرستند (جهت تصفیه شدن) و یا اینكه از طریق ترمینال ها آن را صادر می كنند. می دانیم كه پالایشگاهها بر اساس نوع خوراک آنها طراحی می شوند.

 در این واحد ابتدا یك سری آزمایشات مقدماتی مثل اندازه گیری مقدارash , N2 , O2 , H2O را روی نفت خام انجام می دهند. پس از آن به شناخت تركیب نفت خام بااستفاده از ستون تقطیر و روش غیر پیوسته می پردازند.

Flaskدراین روش مقداری نفت خام را داخل  قرار داده و حرارت می دهند.

در بالای Flask ستون تقطیر قرار دارد و کمی بالاتر یك Condenser قرار گرفته است. در آنجا یك دماسنج قرار دارد كه با Cut pointاستفاده از آن  ها رامی توانیم بخوانیم و برش های مختلف را در زمان مناسب جدا كنیم . در مورد گازهای هیدرو كربوری سبك با استفاده از هوا مایع گازهایی مثل پروپان و بوتان را مایع می كنند. هر قدر عمل تقطیر ادامه یابد و جداسازی بیشتر صورت گیرد، هیدروكربورهای داخل سنگین تر می شوند، اما اگر دما از حد مشخص بالاتر رود عمل كراكنیگ صورت می گیرد. چون هدف ما پی بردن به تفكیك نفت خام می باشد باید به شدت مراقب باشیم تا دما از یك حدی بالاتر نرود و كراكنیگ صورت نگیرد. در NGLستون تقطیر آزمایشگاهی ابتدا  ، آب ، بنزین ، نفت سفید و گاز جدا می شوند.

  در این مرحله هیدروكربورهای باقی مانده به شدت ویسكوز شده اند و باید از فرآیندهای دیگری برای ادامه عملیات استفاده كنیم. بعد از این مراحل هریك از تركیبات بدست آمده را به واحدهای بعدی می فرستند تا آزمایشاتی برای تعیین مشخصات هریك از آنها انجام گیرد. روغن ها را نیز برای تصفیه به سایر واحدها می فرستند. دیواره ستون تقطیر ذكرشده در فوق را دو جداره و جیوه اندود می كنند تا از هدر رفتن گرما جلوگیری شود.

ادامه نوشته

نفت کوره ، یک فراورده جانبی

نفت کوره ، یک فراورده جانبی

بیشتر نفت کوره‌های باقیمانده مصرفی در ایالات متحده آمریکا ، از خارج وارد می‌شود. این سوخت به قیمت بسیار ارزانی فروخته می‌شود (قبلا حدود 70 درصد قیمت نفت خامی که از آن تولید شده است) و بعنوان یک فراورده جانبی تلقی می‌گردد.

 مشخصه‌های بحرانی نفت کوره

مشخصه‌های بحرانی نفت کوره عبارتند از گرانروی و مقدار گوگرد. در سالهای آینده ، با توجه به لزوم جلوگیری از آلودگی هوا ، مقدار بیشینه گوگرد ، بی شک ، کاهش خواهد یافت. در برخی نقاط ، فقط نفت کوره‌های کم‌گوگرد می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند و این گرایش ، رو به توسعه است.

 نفت کوره سنگین

نفت کوره‌های سنگین که حاوی گوگرد بسیار کمی باشند، خواهان بیشتری دارند و به قیمتهای نزدیک قیمتهای نفتهای خام اولیه فروخته می‌شوند.

 نفت‌های گرمایشی

هر چند مصرف فراورده‌های نفتی برای گرمایش فضا از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، ولی این مصرف بر حسب محل و LPGشرایط جوی تغییر زیادی می‌کند. در سالهای اخیر نیاز به نفتهای گرمایشی نسبتا کاهش یافته است، زیرا بر مصرف  (گاز نفتی مایع که برای گرمایش خانگی و پخت و پز بمصرف می‌رسد) افزوده شده است.

 مهمترین نفت‌های کوره تقطیری

مهمترین نفت‌های کوره تقطیری ، نفت کوره شماره 1 و نفت کوره شماره 2 می‌باشند.

نفت کوره شماره 1

این نفت  بسیار شبیه نفت سفید ، ولی معمولا دارای نقطه ریزش و نقطه نهایی بالاتری است. مشخصه‌های حدی آن عبارتند از تقطیر ، نقطه ریزش ، نقطه اشتعال و مقدار گوگرد. نقطه ریزش ، پایین‌ترین دمایی است که در آن ، یک روغن نفتی جاری می‌شود یا ریزش می‌کند. نقطه پایانی یا نهایی ، دمای حد بالا در تقطیر است.

نفت کوره شماره 2

نفت کوره شماره 2 ، بسیار شبیه سوخت دیزلی شماره 2است. ذخایر گراکینگ شده نفت ، نفت سفید. سوخت دیزلی و نفتهای سبک چرخه کراکینگ بدست می‌آید که مشخصه‌های حدی آن ، عبارتند از مقدار گوگرد ، نقطه ریزش، تقطیر و نقطه اشتعال.

تفاوت بنزین سوپر و معمولی

تفاوت بنزین سوپر و معمولی

 اگر بخواهیم گسترش شعله احتراق را مجسم کنیم باید آن را به موجی که در اثر برخورد یک قطره آب به سطح یک حوض به وجود می آید تشبیه کنیم : پس از برخورد قطره آب به سطح آب راکد حوض یک موج کوچک دایره شکل تولید میشود که هر لحظه بزرگتر میشود تا به تمامی پیرامون حوض برسد .

 گسترش شعله احتراق به این شکل سبب برخورد موج انفجاری یک دست ، قوی و یکنواخت بر تاج پیستون میگردد.حال چنانچه قطرات متعددی بر مناطق مختلف سطح آب حوض برخورد نماید امواج دایره ای شکل متعددی در مراحل گوناگون تولید میشود که پس از گسترش و رشد به یکدیگر برخورد میکنند و بر هم اثر متقابل میگذارند و گاه همدیگر را خنثی میکنند. امواج احتراق مخرب درست به مانند امواج سطح چنین حوضی میشوند : در مراحل مختلف تولید شده و آثار متقابل بر هم اعمال میکنند ویکدیگر را خنثی میکنند.در این حالت فشار داخلی اطاقک احتراق همراه با ارتعاشات زیان بار بالا میرود و دمای زیاد، انرژی مکانیکی موتور را تلف میکند.

 در صورتی که سوخت از اکتان صحیحی ( مطابق با نظر سازنده ونسبت تراکم موتور) برخوردار نباشد زود تر از زمان مقرر محترق گشته وقبل از رسیدن پیستون به نقطه مرگ بالا و همچنین قبل از جرقه شمع مشتعل میشود که عواقب این امر پر واضح است.

 تفاوت بنزین سوپر با نوع معمولی

 متاسفانه تصوری که اغلب افراد از بنزین سوپر دارند نادرست است. بنزین سوپر در اصل آرام سوز تر از بنزین معمولی است .در این قبیل سوخت ها ، افزودنی هایی سبب میشود که بنزین آرام سوز تر شود .سوخت های معمولی در خودرو هایی که ضریب تراکم های 5/7 تا حد اکثر 5/8 به یک را دارند به خوبی پاسخ میدهد در حالی که بنزین سوپر تا ضریب تراکم 5/9 به یک قابل استفاده است.

 تفاوت مهم دوم همانطور که در بالا اشاره شد محترق شدن زود هنگام و امواج نامنظم (انتشار از چندین کانون) منتشر شده از انفجار بنزین معمولی است که باعث به وجود آمدن تنش های مضری در بدنه سیلندر میشود در حالی که امواج حاصل از احتراق بنزین سوپر بصورت یکنواخت از محل شمع تا تاج پیستون منتشر میشوند.

 البته استفاده از بنزین با اکتان بالابرای موتور های معمولی با ضریب تراکم کم لزومی ندارد و هیچگونه بهبودی در کار موتور به وجود نخواهد آورد.در این رابطه میتوان اکتان بنزین را به کفش تشبیه کرد : کفش تنگ پای شما را میزند و سبب بد راه رفتن و بد دویدن شما میشود و حتی به پا آسیب میرساند اما کفش گشاد تاثیری در بهتر دویدن شما نخوهد داشت.

آنتی بیوتیک های پلی اتری


آنتی بیوتیک های پلی اتری

 یکی از روش های تحقیق شرکت های دارو سازی برای دارو های جدید ‘رشد دادن کلونی های میکرو ارگانیزم ها در محیط کشت و بررسی مواد ایجاد شده برای فعالیت های بیولوژیکی آنهاست.لین روش هزاران ماده آنتی بیوتیک بوجود آورده است که صد ها نمونه آن بعنوان دارو های موثر مورد استفاده قرار گرفته اند.

آنتی بیوتیکها سمی هستند(آنتی ="مخالف"بیو="حیات")‘و هدف پیدا کردن موادی است  که برای ارگانیزم های عفونی نسبت به میزبان سمیت بیشتری داشته  باشند.

ازسال 1950 تعدادی از آنتی بیوتیک های پلی اتری بااستفاده از تکنولوژی تخمیر کشف شده اند .آنها بوسیله ی حضورچند واحد ساختمانی اتر حلقوی که برای حالت مونفسین مشخص می شوند.مونفسین و دیگر پلی اتر های طبیعی از لحاظ توانایی تشکیل کمپلکس ها ی پایدار با یون های فلزی شبیه اترهای تاجی هستند در ساختمان نمک سدیم مونفسین  که چها ر اکسیژن اتری و دو گروه هیدروکسیل یون سدیم را احاطه کرده اند.گروه های الکیل به سمت بیرون کمپلکس جهت یابی می کنند‘و اکسیژن ها ی قطبی  و یون فلزی در داخل هستند. سطح شبه هیدروکربنی کمپلکس اجازه می دهد که سدیم را از طریق سطح داخلی شبه هیدرو کربنی غشاء سلولی انتقال دهد. این پدیده موازنه ی نرمال یون های سدیم در داخل سلول را به هم میزند و با فرایند مهم تنفس سلولی مقابله می کند. مقادیر کمی از مونفسین به غذای مرغان خانگی افزوده شده تا انگل هایی را که در روده ی جوجه زندگی می کنند بکشد. ترکیباتی نظیر مونفسین و اترهای تاجی که انتقال یون فلزی تحت تاثیر قرار می دهند به عنوان یونوفرها (حمل کننده ی یون) شناخته می شوند.

مشتقات سنتز شده کربو فسفاتها

مشتقات سنتز شده کربو فسفاتها

 شیمی فسفر شامل بررسی تركیب های اكسی فسفر است كه تمامی آنها پیوند فسفر- اكسیژن دارند، بسیاری از این تركیب ها، از نوع فسفات هستند.با آن كه بیش از۲۰۰ سال از سنتز نخستین تركیب آلی فسفر دار می گذرد، اما در طول سه دهه اخیرتنوع و كاربرد این تركیبات بیش از هر زمان دیگری رشد و پیشرفت داشته است. تنوع و كاربردهای مهم این تركیبات در ساخت كودهای شیمیایی ، مواد شوینده ، مواد ساختمانی ، مواد مورد كاربرد در صنعت دندانسازی و داروسازی ، غذاهای حیوانی، آفت كش ها ، استرهای فسفات صنعتی و سمی و محصولات طبیعی انجام تحقیقات گسترده تر در این زمینه را ضروری ساخت است در حال حاضر بررسی و پژوهش در خصوص سنتز و كاربرد این تركیبات مورد توجه بسیاری از شیمیدانهای جهان قرار گرفته است.

شیمی فسفر شامل بررسی تركیب های اكسی فسفر است كه تمامی آنها پیوند فسفر- اكسیژن دارند، بسیاری از این تركیب ها، از نوع فسفات هستند. تقریباً در همه تركیب های فسفر طبیعی، پیوند فسفر- اكسیژن وجود دارد. در این میان استرهای فسفات آلی كه شامل پیوند فسفر- اكسیژن- كربن هستند، اهمیت بیوشیمیایی دارند. تركیبات آلی فسفر(تركیبات كربوفسفر) كه پیوند فسفر- كربن دارند، دومین گروه مهم تركیبات فسفر را تشكیل می دهند. تركیباتی كه دارای پیوند فسفر- نیتروژن هستند( تركیب های آزافسفر)، سومین گروه این طبقه است. تركیبات متالوفسفر كه پیوند بین فلز و فسفر را شامل می شوند، گروه بسیار مهم و بزرگی از این تركیبات را تشكیل می دهند كه با شناخت و سنتز سایر تركیبات هم گروه خود، از نظر تعداد به سرعت در حال رشد هستند. تركیبات هر یك از این گروه ها بسیار زیاد و متنوع است.

آپاتیت معدنی، بزرگترین و گسترده ترین تركیب فسفر در جهان است و اسید فسفریك، مهمترین تركیب صنعتی فسفر است. هم اكنون استرهای آلی فسفات كه به عنوان داكسی ریبونوكلئیك اسید(DNA) شناخته شده اند، قلب بیوشیمی و ژنتیك در دنیا محسوب می شوند و بیشترین مطالعات بر روی آنها انجام شده است.

امروزه حفاظت از گیاهان به عنوان یكی ا ز اصلی ترین منابع غذایی از توجه روز افزونی برخوردار است. تركیب های آلی فسفر به علت داشتن آثار كوتاه مدت (از نظر پایداری، تخریب و ...)، تنوع و چگونگی عملكرد خاصشان توجه زیادی را به خود جلب كرده اند.

از این رو مطالعات ساختاری و مكانیسمی تركیبات آلی فسفر گسترش روز افزونی داشته و شیمی فسفر همچون شیمی كربن به سرعت توسعه یافته است. واكنش های چنین تركیباتی معمولاً در زیر مجموعه شیمی آلی طبقه بندی می شوند. چرا كه از روش های آزمایشگاهی مشابهی استفاده می شود و واكنش های مشتركی برای این دو عنصر( كربن و فسفر) وجود دارد.از این تركیبات می توان به صورت مؤثر در ساخت داروها از جمله داروهای ضد سرطان استفاده كرد. همچنین در صنعت از این تركیبات به عنوان نرم كننده، ضد اكسیداسیون و پایدار كننده و افزودنی های مواد نفتی هم استفاده می شود.

CO- NH- POتركیبات جدیدی از خانواده ارگانوفسفر كه دارای  هستند می توانند به عنوان لیگاند مناسبی برای فلزات سنگین (به خصوص گروه لانتانیدها) باشند كه علاوه بر خصوصیات جالب ساختاری كه مورد توجه شیمیدان هاست، می توانند به صورت سوپر مولكول هایی باشند كه همانند زئولیتها عمل كنند. علاوه بر این، این تركیبات می توانند به عنوان جاذب مؤثری برای فلزات سنگین خاص از پساب كارخانه ها عمل كنند. ارگانوفسفر طبقه بندی شده می توان به عنوان باز دارنده های مؤثر آنزیم استیل كولین استراز عمل كنند. بنابراین می توانند به عنوان سموم و آفت كش هایی، مورد استفاده قرار گیرند كه در محیط زیست به دلیل تخریب، تركیبات بی خطری تولید می كند. بنابراین انجام این تحقیق و سنتز این تركیبات می تواند گام مؤثری در پیشبرد اهداف علمی و كاربردهای صنعتی، كشاورزی و داروسازی در كشورباشد.

متداولترین موارد استفاده از تركیبات فسفر عبارتند از:

۱) مورد استفاده در ساخت كودهای شیمیایی،

۲) مورد استفاده در ساخت مواد شوینده، انجام عملیات سطحی روی سطح فلز،

۳) مورد استفاده در ساخت عینك ها،

۴) مورد استفاده در ساخت سیمان،

۵) مواد نسوز و ساختمانی،

۶) مورد استفاده در ساخت مواد دندان سازی و دارویی،

۷) مورد استفاده در تكنولوژی غذایی،

۸) مورد استفاده در ساخت غذاهای حیوانی و ساخت استرهای فسفات صنعتی و آفت كش ها،

۹) مورد استفاده در ساخت استرهای سمی و تركیبات دارویی،

۱۰) مورد استفاده در ساخت بسپارهای سنتزی و كند كننده آتش و محصولات طبیعی.

استرهای فسفات كه از جمله تركیب های آلی فسفر هستند، از اجزای مهم موجودات زنده بدست می آیند كه در بسیاری از فرآیندهای حیاتی مانند سنتز پروتئین ها، كد گذاری ژنتیكی، فتوسنتز، تثبیت نیتروژن و دیگر اعمال متابولیكی نقش اساسی ایفا می كنند.

آشنایی با فرآیند تخمیر

آشنایی با فرآیند تخمیر

در گیاهان تخمیر بیولوژیکی تنها تخمیر الکلی نبوده، ممکن است با کمی تخمیر لاکتیک نیز همراه باشد، برخی از سازواره های حیاتی (میکروارگانیسم ها) مانند قارچ های میکروسکوپی نیز قادر به تخمیرهایی مانند تخمیرهای سیتریک و اکسالیک روی قندهای شش کربنی (هگزوزها) و تخمیر استیک روی الکل اتیلیک و غیره هستند. باکتریها عامل انواع دیگری از تخمیر در طبیعت هستند. تخمیر بوتیریک سلولز لاشه برگ ها و تجزیه آنها که سبب افزایش ترکیبات آلی خاک می شود و همچنین تخمیرهای تعفنی مواد آلی توسط باکتریها صورت می گیرد.

تخمیر الکلی

پاستور اولین کسی است که نقش مخمرهای الکلی را نشان داد. بهترین مثال مخمرها، مخمرهای خمیرترش یا مخمر نانوایی است. اگر این مخمرها در محیط کشت گلوکز و در حضور اکسیژن کافی قرار گیرند، به شدت تقسیم شده، اکسیژن جذب کرده، دی اکسیدکربن آزاد می سازند. بیشترین سرعت واکنشهای ناشی از تنفس و شدت اکسیداسیون گلوکز این مخمرها که از گروه آسکومیست هستند هنگامی است که تنفس هوازی دارند اگر این مخمرها در داخل یک ظرف در بسته کشت داده شوند پس از مصرف اکسیژن محدود و معین داخل ظرف و آزاد ساختن گازکربنیک دیگر قادر به تنفس عادی نبوده، شروع به تخمیر باقی مانده مواد می کنند. آغاز تخمیر ایجاد اکسیدکربن همراه با اتانول است و بوی اتانول در این هنگام وقوع عمل تخمیر را در محیط کشت معلوم می کند.

c6h12o6————>2c2h5oh + 2co2: ∆g = -33 kcal تخمیر

c6h12o6 + 6o2————>6co2 + 6h2o: ∆g = 686 kcal تنفس

تخمیر همیشه با تشکیل الکل همراه نیست، در تخمیر ترکیبات دیگری مانند گلیسیرول نیز بوجود می آیند. پیدایش ترکیبات فرعی غیر از الکل در پدیده تخمیر و حضور این ترکیبات در محیط عمل از نظر ادامه تغییر اهمیت فراوان دارد. رشد مخمرها در شرایط تخمیری (تنفس بی هوازی) بسیار کند است، در شرایط تخمیر انرژی آزاد شده از مقدار معینی مواد قندی مانند یک گرم گلوکز محلول، درحدود 21 بار کمتر از حالت تنفس عادی (هوازی است) انرژی حاصل از پدیده تخمیر بیشتر به صورت حرارت تلف می شود.

محیط در حال تخمیر نسبت به محیطی که در آن تنفس عادی صورت می گیرد بسیار گرم تر است. تخمیر الکلی تحت اثر مجموعه در همی از آنزیم های درون سلولی به نام (زیماز) صورت می گیرد. مجموعه آنزیمی هنگامی که مخمرهای آن زنده باشند بیشترین اثر تخمیری را دارند. بازده تخمیری آنزیم ها در خارج از سلول بسیار ضعیف تر از آنزیم های داخل سلول زنده است. بین اثر طبیعی آنزیم ها، نیروی زیستی و ساختار سلولی مخمرها بستگی هایی وجود دارد و به اصطلاح تخمیر پدیده ای درون سلولی است و آنزیم های استخراج شده از مخمرها در خارج از سلول بخش مهمی از قدرت تخمیری خود را از دست می دهند. تخمیر واقعی یا حقیقی هنگامی در ذخایر قندی یک بافت پیش می آید که در شرایط عادی از هوا قرار داشته، در آن تنفس بی هوازی پیش آید. اگر بخشی از یک بافت ذخیره ای دارای مواد قندی، مانند قطعاتی از غده چغندر بخش از میان بر میوه های آبدار و شیرین مثل انگور را داخل یک ظرف در بسته با مانومتر قرار دهیم، در بافت های قطعات مزبور ابتدا تنفس عادی با جذب اکسیژن و دفع دی اکسیدکربن صورت می گیرد. از آنجا که اکسیدکربن حاصل از تنفس عادی بعدا در داخل شیره واکویلی سلولهای بافت حل می شود، فشار داخلی ظرف با جذب اکسیژن موجود به تدریج کم می شود وقتی اکسیژن درون ظرف تمام شده به ناچار شرایط بی هوازی (تخمیر) پیش آمده، با ازدیاد تدریجی اکسیدکربن و الکل در ظرف، بالا رفتن فشار داخلی آن شروع می شود.

تخمیر به وسیله خود بافتها و بدون حضور میکروارگانیسم ها و مخمرها صورت گرفت. این تخمیر که در کلیه بافتهای گیاهی، میوه های سبز مانده در تاریکی و حتی در جلبک ها و قارچ ها نیز کم و بیش دیده می شود تخمیر درون بافتی و عاری از مخمر می گویند. تخمیر درون بافتی در بسیاری از دانه های جوان مانند نخود که پوسته آن نسبت به اکسیژن تا اندازه ای قابل نفوذ است و همچنین در بیشتر میوه های آبدار که اکسیژن در بافتهای داخلی آنها معمولا کم است امری عمومی است.

بویژه اگر مقدار زیادی میوه در یک جا انبار شود، موجبات و شرایط تخمیر در آنها کاملا فراهم می شود. با توجه به مطالب فوق و تخمیر درون بافتی، باید آن را پدیده ای عمومی در گیاهان دانست و توجه به این امر که آنزیم های تشکیل دهنده زیماز منشا گیاهی دارند، تخمیر را باید امری طبیعی در گیاهان به شمار آورد. پدیده تخمر درون بافتی با مرگ یاخته های بافت مورد تخمیر معمولا ارتباط ندارد، اگر بافتهای در حال تخمیر در هوای آزاد قرار داده شوند، تخمیر درونی آنها متوقف شده تنفس عادی مجددا آغاز می شود. تخمیر در گیاهان فقط از نوع الکلی نیست همراه با ایجاد الکل ترکیبات دیگری مانند جوهر لیمو (اسید سیتریک)، اسید مالیک، اسید اکسالیک و اسید تارتاریک نیز کم و بیش بوجود می آیند. شدت تخمیر و اندازه گیری آن شدت تخمیر را با قرار دادن اندام دارای ذخیره قندی مانند دانه ها، غده ها و یا میوه ها در یک محیط فاقد اکسیژن و دارای ازت می توان به دقت اندازه گرفت و برای این سنجش از روش اندازه گیری دی اکسیدکربن آزاد شده نیز می توان استفاده کرد. ولی چون واکنشهای دیگر هم زمان با تخمیر می توانند co2 متصاعد کنند این روش ممکن است دقیق نباشد. بنابراین اندازه گیری مقدار الکل تولید شده از تخمیر معمولا بهتر می تواند معرف و تعیین کننده شدت تخمیر باشد. مقدار الکل حاصل از تخمیر در واحد زمان در یک ترکیب قندی تقریبا معادل همان نسبتی است که از اندازه گیری شدت تنفس به دست می آید. ساز و کار تخمیر سازوکار تخمیر الکلی تقریبا مشابه سازوکار (مکانیسم) تنفس عادی است و در بیشتر پیامدهای واکنشی، همانند هم هستند. برای مطالعه مکانیسم تخمیر، به واکنشهای تخمیر الکلی می پردازیم.

تخمیر الکلی فقط روی گلوسیدها صورت گرفته، خود شامل دو مرحله است:

empمرحله اول انتهای پیامدهای واکنشی که حالت زنجیره ای دارند، همان مسیر   یا گلیکولیز است که به تشکیل اسید پیروویک ختم می شود.

مرحله دوم با تجزیه اسید پیروویک که خود سرآغاز پیامدهای واکنشی جداگانه ای است که به هیچ وجه ادامه یا بخشی از مسیر گلیکولیز نیست شروع می شود. اسید پیروویک با آنکه در آخر مسیر گلیکولیز و پایان تمام پیامدهای زنجیره ای آن مانند هگزوزها، تری اوزها و همه اوزهای شکسته و تخریب یافته قرار دارد خود از گلوسیدها به شمار نمی آید. شروع تخمیر الکلی از راه گلیکولیز با استالویید است. استالویید را می توان به وسیله سولفیت سدیم از عصاره های تخمیری به صورت بی سولفیت جدا و  nadph2استخراج نمود. در تخمیر الکلی به ازای مصرف هر مول گلوکز دو مول atpدو مول  و دو مول اسید پیروویک حاصل می شود.

n adh2در دومین مرحله تخمیر که تبدیل اسیدپیروویک به الکل اتیلیک است  حاصل از مسیر گلیکولیز مصرف و تبدیل شده، از  atpتمام واکنشها فقط دومول   که حاصل از فسفریلاسیون های وابسته به متابولیتهای این مرحله است باقی خواهد ماند واکنش کلی c6h12o62ch3ch2oh+2co2 + 2atpتبدیل گلوکز به الکل اتیلیک بطور خلاصه عبارت است از : 

بازده نظری تخمیر در حدود 44% و کمی بیش از بازده تنفس است. تجزیه گلوکز در واکنشهای تخمیری ناقص بوده از آن فقط 2 atpمول  atpحاصل می شود. در فرآیندهای تنفس تجزیه گلوکز بطور کامل صورت گرفته، 36 مول  از آن نتیجه می شود.اده تر همراه با انرژی توسط عامل تخمیری است.

تجزیه کیفی ترکیبات آلی

تجزیه کیفی ترکیبات آلی

اساس كلي روشهاي كه اغلب براي جدا كردن مخلوط هاي آلي به كارمي رود استفاده از قطبيتي است كه در اجزاي يك مخلوط وجود دارد يا در آن ايجاد مي شود.اين اختلاف تقريبا در تمام روشهاي تفكيك از جمله تقطير – تبلور مجدد - استخراج و كروماتوگرافي به كار مي آيد.بزرگترين قطبيتي كه تفكيك را ساده تر مي كند اختلافي است كه در قطيبت نمكها و مواد آلي غير قطبي وجود دارد.هر گاه يك يا چند جزاز يك مخلوط قابل تفكيك به نمكهاي مربوط باشند به سهولت مي توان آن اجزا را به كمك استخراج يا تقطير به طور كامل از اجزاي غير قطبي جدا كرد.

تجزيه كيفي آلي به روش كلاسيك

 اين تجزيه شامل 6 مرحله ي اساسي است كه در زير آرده شده است

1) آزمايش مقدماتي خواص فيزيكي و شيميايي

2) اندازه گيري ثابت هاي فيزيكي

3) تجزيه عنصري

4) آزمايشهاي مربوط به حلاليت

5) آزمايشهاي مربوط به گروه بندي فعاليت عوامل مختلف غير از واكنشهاي اسيدو باز

6) تهيه مشتق ها

اين روش بسيار با ارزش است.با اين روش معمولا مي توان يك تركيب آلي شناخته شده را نسبت به يك تركيب معدني با اطمينان بيشتري تشخيص داد.

در ادامه به شرح مورد سوم (تجزيه عنصري) مي پردازيم.

تجزيه عنصري

عناصر متداول موجود در تركيبات آلي كربن هيدروژن و اكسيژن مي باشد گاهي عناصر ديگري نظير نيتروژن - گوگرد - اكسيژن و هالوژن ها هم درآنها يافت مي شوند. براي اكسيژن آزمايش ساده اي وجود ندارد و عناصر ديگر با پيوند كوالانسي در اتصال هستند و بنابراين با آزمايش هاي يوني معمولي مستقيما جواب نمي دهند.ولي اگر جسم آلي مجهول با سديم مذاب ذوب شود در اکثر موارد طوري تركيب مي شود كه Nو Sو Xآن به يونهاي  CNوSوCNSوXتبديل مي شود. پس از آنكه سديم اضافي دقيقا از بين برده شد محلول آبي را كه محتوي اين يونهاست به روش معمولي معدني تجزيه مي كنند. توضيح كامل تري در اين مورد وجود دارد كه در زير به آن مي پردازيم.

كربن، هيدروژن واكسيژن

  (براي اثبات وجود كربن و هيدروژن نمونه رابا پودر خشك مس) اكسيد حرارت داده كه منجر به ايجاد كربن دي اكسيد وآب مي شود . حضور كربن در نمونه با عبور دادن گاز هاي ايجاد شده از درون محلول باريم يا كلسيم هيدروكسيد مشخص نمي شود كه در اين صورت رسوب كربنات مربوطه حاصل مي شود . هيدروژن را مي توان با ايجاد قطره هاي آب متراكم شده روي قسمت بالايي لوله تشخيص داد . هيچ آزمايش كيفي براي اثبات وجود اكسيژن در تركيبات آلي وجود ندارد براي تعيين اكسيژن بايد تجزيه كمي صورت بگيرد .دراين روش اگر اگر مجموع درصد تمام عناصر تشكيل دهنده تركيب كمتر آن تا 100 مربوط به در صداكسيژن است.

نيتروژن گوگرد و هالوژن ها

شخيص كيفي اين عناصر در تركيبات آلي مشكل تر از آنها در تركيبات معدني است . زيرا اكثر تركيبات آلي در حالت محلول در آب به مقدار قابل ملاحظه اي يونيزه نمي گردند. از آنجا كه آزمايشهاي تجزيه كيفي براساس واكنش هاي يوني مي باشند آنها را نمي توان مستقيما براي تركيبات آلي به كار گرفت. به عنوان مثال سديم كلريد يا سديم برميد با محلول آبي نقره نيترات به مقدار قابل توجهي رسوب هاليدهاي نقره را ايجاد مي نمايند در حاليكه كربن تترا كلريد – برومو بنزن و اغلب هاليدهاي آلي در هنگام واكنش با محلول آبي نقره نيرات رسوب هاليد نقره را ايجاد نمي نمايند زيرا در آنها به ميزان يون هاليد در محلول توليد نمی شود.

در اين حالت براي تشخيص كيفي لازم است كه ابتدا عناصر نيتروژن - گوگرد - و هالوژن ها را به تركيبات يونيزه شونده تبديل نمود. يكي از متداول ترين اين روش ها جهت انجام اين تبديل ذوب كردن نمونه با فلز سديم است كه با انجام آن عناصر ذكر شده به تركيبات سديم سيانيد - سديم سولفيد و سديم هاليد تبديل مي شوند. سپس آنيون هاي حاصل را مي توان توسط آزمايش هاي معمول معدني شناسايي نمود. 

در مواردي كه سديم به مقدار كافي به كار برده نشود و ماده مورد نظر داراي گوگرد و نيتروژن (هردو) باشد گاهي تفكيك به خوبي  NaSCNصورت نمي گيرد واين دو عنصر به صورت تركيب . ظاهر مي گردند. براي شناسايي اين تركيب از كلرو فريك10درصد استفاده مي شود.

تجزيه کيفي مواد آلي به روش ذوب قليايي جهت تشخيص نيتروژن ، گوگرد و هالوژنها براي تشخيص اين عناصر در ترکيبات آلي ابتدا بايد آنها را به ترکيبات معدني يونيزه تبديل کرد سپس شناسايي نمود. اين تبديل ممکن است به روشهاي مختلف صورت گيرد ولي بهترين روش ذوب ترکيبات با فلز سديم است. در اين روش سيانيد سديم (NaCN )، سولفيد سديم (Na2S ) و هاليد سديم NaX() تشکيل ميشود که به آساني قابل تشخيص هستند.

معمولا سديم به مقدار اضافي به کار برده ميشود. در غير اينصورت اگر گوگرد و نيتروژن هردو وجود داشته باشند. احتمالا تيوسيانات سديم (NaSCN ) تشکيل ميشود. در اين صورت در تشخيص نيتروژن به جاي آبي پروس رنگ قرمز مشاهده ميشود زيرا بجاي يون (CN -)، يون (SCN -) خواهيم داشت. اما با سديم اضافي تيوسيانات تشکيل شده تجزيه ميشود و جواب درست به دست مي آيد.

مخلوط حاصل آب اضافه کرده مخلوط قليايي را صاف نموده و سپس به آن (FeSO4 ) اضافه کنيد در اين صورت فروسيانيد سديم تشکيل ميشود.

وقتي محلولهاي قليايي نمکهاي فروي بالا جوشانده ميشود بر اثر اکسيژن هوا کمي يون فريک تشکيل ميشود. (بر اثر سولفوريک اسيد رقيق هيدروکسيدهاي فرو و فريک تشکيل شده حل ميشوند) فروسيانيدها با نمک فريک تشکيل فروسيانيد فريک (آبي پروس) ميدهند.

براي اسيدي کردن محيط نبايد از (HCl ) استفاده کرد زيرا به علت تشکيل (FeCl63 -) رنگ زرد در محيط ايجاد ميشود و به جاي آبي پروس رنگ سبز ظاهر ميشود. به همين دليل کلريد فريک نيز نبايد اضافه شود. همانطوري که قبلا ذکر شده است بر اثر اکسيداسيون به وسيله هوا در محيطهاي قليايي گرم به مقدار کافي يونهاي فريک تشکيل ميشود بنابراين نيازي به افزايش يون فريک نيست، افزايش مقدار کمي محلول رقيق فلوئوريد پتاسيم ممکن است به تشکيل آبي پروس در محلول که به آساني قابل صاف شدن    (Fe3) است کمک نمايد + با  F - توليد FeF63 -  ميکند که پايدار است و باعث خارج شدن Fe3+ از محيط عمل ميشود

گوگرد به صورت يون سولفيد را ميتوان به وسيله استات سرب و استيک اسيد و يا به وسيله پلمبيت سديم (محلول قليايي استات  (PbSسرب) به صورت رسوب سولفيد سرب ) سياه رنگ تشخيص داد.

براي تشخيص يونهاي هالوژن (Cl, Br, I ) از اثر محلول نيترات نقره در محيط اسيد نيتريکي استفاده ميشود در اين صورت هاليد نقره به صورت رسوب حاصل ميشود.

(بخش عملي ذوب قليايي)

احتياط: (به هنگام کار عينک محافظ فراموش نشود) در يک لوله آزمايش کاملا خشک (حدود 150 در 12 ميليمتر غير پيرکس) يک تکه سديم کوچک تميز به ابعاد تقريبي 4 ميليمتر بيندازيد (سديم را به وسيله کاردک تميز و خشک برداريد) و لوله را با گيره بگيريد و ته لوله را با شعله کوتاه به ملايمت حرارت دهيد تا سديم در داخل لوله ذوب شده و به صورت دود سفيد در آيد و بخارات تا ارتفاع حدود 2 سانتي متر بالا رود، سپس لوله را از شعله دور کرده و به آن چند ذره جسم جامد (حدود 20 ميلي گرم) يا حدود سه قطره مايع مورد آزمايش (ترجيحا طي چند نوبت) طوري اضافه کنيد که مستقيما در ته لوله و بر روي دود سفيد سديم ريخته شود (دقت کنيد ممکن است انفجار کوچکي رخ دهد بنابر اين اين آزمايش را حتما زير هود و تحت نظر مربي آزمايشگاه انجام دهيد) و بعد بتدريج لوله را تا سرخ شدن گرم کنيد (احتياط: موقع حرارت دادن، دهانه لوله را به طرف خود يا فرد ديگري نگيريد) سپس لوله داغ را داخل يک بشر کوچک حاوي 10 ميلي ليتر آب مقطر وارد کنيد تا بشکند. مخلوط را تا جوش حرارت داده و سپس صاف کنيد محلول صاف شده بايد زلال و قليايي باشد. در صورتيکه تيره باشد، احتمالا تجزيه ناقص بوده و ذوب قليايي بايد دوباره تکرار شود.

روش ديگر استفاده از لوله آزمايش پيرکس است. در اين روش مطابق بالا عمل کنيد اما پس از ذوب قليايي اجازه دهيد لوله سرد شود و سپس 3 الي 4 ميلي ليتر متانول به آن اضافه کنيد تا سديم اضافي را تجزيه کند سپس بر روي آن آب مقطر بريزيد تا نصف لوله پر شود و براي چند دقيقه به ملايمت بجوشانيد. سپس مخلوط را صاف نموده و بر روي محلول آزمايشات زير را انجام دهيد.

شناسايي نيتروژن

حدود 1 ميلي ليتر محلول صاف شده را در يک لوله آزمايش ريخته و به آن کمي سولفات فرو اضافه کنيد و محلول را به آرامي و همراه با تکان دادن تا نقطه جوش حرارت دهيد و سپس بدون سرد نمودن محلول را با اسيد سولفوريک رقيق اسيدي کنيد (PH=13) رسوب يا رنگ آبي پروس دليل بر وجود نيتروژن است. افزودن 1 ميلي ليتر محلول 5% فلوئوريد پتاسيم براي تشکيل آبي پروس مفيد است.

شناسايي گوگرد

الف) استفاده از استات سرب

در حدود 1 ميلي ليتر محلول زير صافي را در يک لوله آزمايش ريخته و با استيک اسيد اسيدي کنيد. حال به محلول حاصل چند قطره استات سرب اضافه کنيد. ايجاد رسوب سياه رنگ سولفيد سرب دليل بر وجود گوگرد در ماده آلي است.

ب) استفاده از پلمبيت سديم

ابتدا محلول پلمبيت سديم را به اين صورت تهيه کنيد. به چند قطره محلول استات يا نيترات سرب قطره قطره محلول سود 10% اضافه کنيد تا ابتدا رسوب سفيد تشکيل شده سپس در زيادي سود حل شود و محلول زلالي به دست آيد. در حدود 1 ميلي ليتر محلول زير صافي را در يک لوله آزمايش ريخته و حدود يک ميلي ليتر محلول پلمبيت سديم به آن اضافه کنيد. تشکيل رسوب سياه رنگ PbS نشانه وجود گوگرد در جسم مورد آزمايش است .

(شناسايي هالوژنها)

آزمايش نيترات نقره

اگر در ساختمان ماده آلي نيتروژن يا گوگرد حضور داشته باشد با افزايش نيترات نقره به محلول اسيدي تهيه شده از ذوب قليايي AgCNعلاوه بر هاليد نقره، رسوب سفيد  Ag2Sيا رسوب  نيز تشکيل ميشود که مزاحم عمل تشخيص هالوژنها هستند بنابراين قبل AgXاز رسوب دادن   بايد گوگرد و نيتروژن را از محيط عمل خارج سازيد ، بدين طريق که به آن اسيد نيتريک غليظ افزوده و محلول حاصل را بجوشانيد تا بر اثر تبخير حجم آن به نصف تقليل داده شود ، سپس آنرا سرد کرده و با حجم مساوي آب مقطر رقيق کنيد. سپس بر روي آن آزمايشات زير را انجام دهيد ، اگر گوگرد و ازت وجود نداشته باشد نيازي به عمل فوق نيست.

الف) اگر در جسم آلي يک نوع هالوژن وجود داشته باشد

حدود 2 ميلي ليتر از محلول زير صافي را در يک لوله آزمايش بريزيد و با اسيد نيتريک رقيق آنرا اسيدي کرده مقداري محلول نيترات نقره اضافه کنيد ، رسوب تشکيل شده مشخص کننده نوع هالوژن خواهد بود ، مايع رويي را بر اثر سرازير کردن جدا کنيد و به رسوب محلول رقيق آمونياک اضافه نمائيد اگر رسوب سفيد بوده و به خوبي محلول در آمونياک رقيق باشد نشانه کلر ، و اگر زرد کمرنگ و به سختي محلول در آمونياک باشد (کم محلول باشد) نشانه برم ، اگر زرد پر رنگ و تقريبا نا محلول در آمونياک باشد نشانه وجود يد در جسم آلي است.

ب) اگر مخلوط چند هالوژن وجود داشته باشد

شناسايي يد

2 ميلي ليتر از محلول زير صافي را در يک لوله آزماش بريزيد و با مقداري استيک اسيد خالص (گلاسيال)، آنرا اسيدي کنيد و سپس به آن حدود يک ميلي ليتر تتراکلريد کربن بيفزائيد و قطره قطره محلول نيتريت سديم ضمن تکان دادن شديد لوله آزمايش اضافه کنيد رنگ بنفش يا ارغواني که در لايه آلي (CCl4 )  . تشکيل ميشود نشانه حضور يد است.

از تشخيص يد از محلول همين لوله آزمايش براي تشخيص برم استفاده کنيد. بدين طريق که مجددا مقداري محلول نيتريت سديم افزوده و مقدار جزئي گرم کنيد. بعد شديدا تکان دهيد و صبر کنيد تا دو لايه از هم جدا شوند، لايه رويي را در لوله آزمايش تميز ديگري بريزيد و لايه بنفش رنگ تتراکلريد کربن را دور بريزيد. به لايه رويي که در لوله آزمايش تميز ريخته بوديد يک ميلي ليتر تترا کلريد کربن اضافه کنيد و قطره قطره محلول 20% نيتريت سديم بيفزائيد و در ضمن افزايش لوله را تکان دهيد اگر باز هم لايه زيري رنگي شد محلول سديم نيتريت بيشتري ريخته و پس از تکان دادن و سپس جدا شدن دو لايه لايه رويي را به لوله آزمايش ديگري منتقل کنيد و لايه زيري را دور بريزيد و بر روي لايه رويي اين عمل را آنقدر تکرار کنيد تا ديگر لايه رنگي ايجاد نشود ، در اين صورت ديگر در محلول شما يد وجود ندارد. حال بر روي اين محلول آزمايش تشخيص برم انجام دهيد. (توجه کنيد که اگر در ابتداي آزمايش رنگ بنفش ظاهر نشود نشانه عدم حضور يد در محلول است و بنابر اين نيازي به استخراج يد نيست و از همان ابتدا ميتوان براي تشخيص برم عمل کرد

شناسايي برم

NOمحلول اسيدي فوق را زير هود حرارت دهيد تا ديگر بخارات  خارج نشود ، سپس سرد کنيد. محلول را با استيک اسيد گلاسيال PbO2به شدت اسيدي کرده و مقدار کمي از دي اکسيد سرب  اضافه نمائيد. يک تکه کاغذ صافي آغشته به محلول فلورسئين را در بالاي دهانه لوله آزمايش به دور دهانه چسبانده و حرارت دهيد (کاغذ آغشته به فلورسئين به رنگ زرد ليمويي است) دي اکسيد سرب  HBrدر محلول استيک اسيد توليد استات سرب ميکند که و HI را اکسيد ميکند ولي عملا تحت شرايط فوق بر HCl اثري ندارد.

(1) ائوسين (قرمز رنگ) و (2) فلوئورسئين (زردرنگ)

چون در داخل لوله آزمايش يد وجود ندارد اگر کاغذ آزمايش فلورسئين به رنگ صورتي در آيد نشانه وجود برم در جسم آلي است (البته بايد توجه داشت که يد نيز چنين جوابي ميدهد بنابر اين بايد ابتدا يد را کاملا از محيط عمل خارج ساخت و سپس آزمايش مربوط به برم را انجام داد) براي تشخيص کلر از محتويات همين لوله استفاده ميکنيم.

شناسايي کلر

اگر در آزمايش بالا کاغذ آزمايش فلورسئين به رنگ صورتي در نيايد دليل آن است که در جسم مورد نظر برم شرکت ندارد در اين صورت لوله آزمايش را با کمي آب مقطر بشوئيد و محلول حاصل را صاف کنيد و به محلول زير صافي محلول رقيق اسيد نيتريک و نيترات نقره اضافه کنيد تشکيل رسوب سفيد کلوئيدي نشانه وجود کلر است اما اگر در آزمايش قبل کاغذ آزمايش فلورسئين به رنگ صورتي در آيد، عمل حرارت دادن را آنقدر ادامه دهيد تا ديگر کاغذ آزمايش فلورسئين را به رنگ صورتي در نياورد (در صورت  PbOلزوم مجددا کمي CH3COOو   H اضافه کنيد) البته اين آزمايش را ميتوان بر محلول اوليه حاصل شده از ذوب قليايي نيز انجام داد که در اين صورت برم و يد هردو از محيط عمل خارج ميشوند در اين حالت حرارت را قطع کنيد. پس از سرد شدن محلول محتويات آنرا با کمي آب مقطر بشوئيد و صاف کنيد و به محلول زير صافي محلول رقيق اسيد نيتريک و نيترات نقره اضافه کنيد تشکيل رسوب سفيد نشانه وجود کلر در جسم آلي است در اينجا براي انحلال اين رسوب سفيد نميتوان از آمونياک استفاده کرد، و اگر به محلول کلوئيدي فوق آمونياک اضافه کنيد مقدار رسوب سفيد زيادتر خواهد شد. چرا؟ (ياد آوري: اگر يد و برم قبلا بطور کامل خارج نشده باشند، مقدار جزئي آنها نيز رسوب تقريبا سفيد ايجاد خواهد کرد که با رسوب سفيد کلريد نقره قابل اشتباه خواهد بود.)

روش تشخيص هالوژنها با استفاده از آب کلر

اگر مخلوطي از هالوژنها داشته باشيد براي تشخيص هر يک از آنها با آب کلر مطابق زير عمل کنید:

مقدار 2-1 ميلي ليتر از محلول زير صافي حاصل از ذوب قليايي را به وسيله اسيد کلريدريک رقيق اسيدي کنيد و يک ميلي ليتر تتراکلريد کربن و سپس يک قطره آب کلر رقيق اضافه کنيد (به وسيله اسيدي کردن محلول 10NaClبا 2/0 حجمش   HCl رقيق محلول آب کلر تهيه کنيد) اين محلول را به شدت تکان دهيد اگر يد وجود داشته باشد فاز تتراکلريد کربن (فاز زيري) برنگ ارغواني در مي آيد اگر افزايش آب کلر ادامه يابد رنگ ارغواني ابتدا شديد تر شده و سپس رو به کاهش مي گذارد و بالاخره ناپديد ميگردد.

اکسيد شدن يد رنگي به يدات بي رنگ

اگر در اين آزمايش برم وجود داشته باشد لايه زيري به رنگ قهوه اي يا قرمز ظاهر ميشود که با افزايش کلر اين رنگ ناپديد نخواهد گشت. بروش فوق نميتوان کلررا در جسم آلي تشخيص داد.

انواع آبکاری


نمک فلزی (مهمترین آنها سولفات نیکل است و همچنین از کلرید نیکل و سولفومات نیکل نیز استفاده می‌شود.) 
نمک رسانا (برای بالا بودن قابلیت رسانایی ترجیحا از کلریدها مخصوصا کلرید نیکل استفاده می‌شود.) 
مواد تامپونه کننده (برای ثابت نگه داشتن PH اصولا اسید بوریک به کار برده می‌شود.) 
مواد ضد حفره‌ای شدن (برای جلوگیری از حفره ای شدن به الکترولیتهای نیکل موادی اضافه می کنند که مواد ترکننده نامیده می شوند. سابقا از مواد اکسید کننده به عنوان مواد ضد حفره استفاده می‌شد.) 

ادامه نوشته